![]() |
![]() |
|
| داستان های کوتاه خانواده جوادی |
|
خاطرات بیجینگ قسمت دهم (بهار)
هوا رو به گرم شدن است این را از ذوب شدن یخ روی رودخانه فهمیدم. تا یکی دو هفته قبل این یخ آنقدر قطور بود که عده ای برای ماهی گیری روی رودخانه می رفتندو یخ را می شکستندو ماهی می گرفتند و عده ای دیگر در همان هوای زیر صفر در همان رودخانه برای سلامتی شنا می کردند!!! آب شدن یخ یعنی آمدن بهار پس جشن و پایکوبی اینها بی دلیل نبوده است __وا....ای....نی...(من..دوست دارم...تو را..) ای(به فتح ا) دوست داشتن....قربون رفتن.....جیگرتو.!!!!! ببخشید هوای بهار مرا هم احساساتی کرده.!! جالب است این ابراز عشق در همه زبانها مختصر و مفید است! در ایران خودمان در دو کلمه می شود گفت:دوستت دارم..و قال قضیه را کند در انگلیسی هم که مستحضرید!!!! بیش از آن وقت نمی خواهد. حالا بعد از این گفتن و به شرط مقبول افتادن چقدر وقت من باب اثبات این عشق جگر سوز !! باید هدر بدهید(ببخشید مصروف بدارید) و چه کوهی به تیشه محبت باید بتراشید دیگر بسته به همت و درایت و تجربه و ....وغیره شما دارد حالا بماند که بعضی جوانان خام از آخر به اول می آیند یعنی اول کلی مخ زنی(همان ابراز عشق) و تا بگویند وا...ای...نی......جانشان در می رود و بعد هم اغلب جواب خیط کننده با درجه ضایع شوندگی زیاد می شنوند و می فهمند طرف خودش ختم این چیزها است..... دیگر عرضی نیست. باقی بقایت جانش(عاشق را می گویم) فدایش (معلوم است دیگر...!) -زجین -----درس اخلاق _ به عمل کار بر آید به سخندانی نیست.... ــ یا مثلا دو صد گفته چون نیم کردار نیست.... و مهمتر از همه اینکه: *نوشته: مهرداد ------------------------------------------------------------ پی نوشت: بابت تاخیر در بروز رسانی پوزش می طلبم! گرچه اگر نطلبم هم نه به جایی برمی خورد و نه کسی انتظاری از این حقیر کمترین دارد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/12/14ساعت 11:27 توسط مصطفی جوادی |
|
|
آنکس که نداند و بداند که نداند، لنگان خرک خویش به مقصد برساند! |
| دو کلمه حرف حساب |
آنهایی که از عشقهای ناکام مانده ، از مرگ عزیزان و از خاطرات شنیدنی شان حرف می زنند؛ از جور زمانه و غم بشریت می گویند؛ در مهتاب گریه می کنند ؛ در حضور بچه ها از شدت مهربانی دیوانه می شوند؛ در غروب آفتاب عمیق می شوند و با دیدن وسعت دریا حالت تفکر آمیزی به خود می گیرند...
همه از یک قماشند، دلقکند! دلقک! "گوستاو فلوبر" |
|
|